دیگر امروز نگاهی از تو سهم من خواهد شد؛ افسوس که . قاصدک‌های بی مقصد. حال که این نامه را برای تو می‌نویسم بهار است، بوی بهار نارنج است، حافظیه است، باران است، شیراز است. غرش ابرها مرا وا می‌دارد بیش از هر زمان دیگری یاد تو را به آغوش بکشم. این چند صدمین نامه‌ای است که برای تو می‌نویسم؛ درست رو به روی صندوق پست ایستاده‌ام. می‌دانم این بار هم عاشقانه‌هایم برگشت می‌خورند؛ اما با خودم می‌گویم خدا را چه دیدی؛ شاید با خودت گفته باشی این بار هم نه، اما اگر

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها


روزانه هاى ميس اسميت دبیرستان هوشمند شهاب نور «دوره اول» Cassandra دیجیـــــفایو نظام پرستاری امیدیه/رامشیر Susan Mr-Cipher82 کانی‌چاوْ خودم، کسی که از نو باید شناخت. بچسبون